حسين قرچانلو
96
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
اورشليم را گسترش داد و ارتفاع آن را بلندتر كرد . آوازه و شهرت و عظمت اورشليم به گوش ملكهء سبا رسيد ؛ وى عزم تماشاى آن كرد . « 1 » سليمان بعد از اتمام خانهء خدا ، تمام موقوفات پدر را به داخل آن برد و طلا و نقره و ساير آلات و ادواتى را كه براى خانهء خدا هديه كرده بودند در خزاين آن جاى داد . هنگامى كه كار ساختن خانه بكلّى پايان پذيرفت ، سليمان از مشايخ و بزرگان بنى اسرائيل و رؤساى قوم خواست تا در اورشليم گردآيند و تابوت عهد ( تابوت ميثاق يا تابوت سكينه ) را از شهر داود ( ع ) كه بالاى كوه صهيون بود بياورند . پيش از اين ، داود ( ع ) تابوت عهد را در قربانگاهى كه در صهيون ساخته بود ، قرار داده بود . « 2 » چون سليمان بن داود ( ع ) بدرود حيات گفت ، پسرش ، رحبعام ، جانشين وى شد . اسباط بنى اسرائيل گرد او جمع شدند و به او گفتند پدرت بر ما درشتى كرد و ما را سخت به فرمان كشيد . اكنون بر ما سبك گير . رحبعام به آنها گفت ، انگشت كوچك من از انگشت بزرگ پدرم سنگينتر است ( يعنى سخن درشت به آنان گفت ) . بنى اسرائيل چون اين سخن را شنيدند ، بازگشتند و در شهرها پراكنده شدند . از همهء اسباط بنى اسرائيل فقط سبط يهودا و سبط بنيامين با رحبعام باقى ماندند و ده سبط ديگر ، يربعام را به پادشاهى برداشتند . « 3 » بهطور كلى بعد از سليمان وضع بنى اسرائيل چندان رضايتبخش نبود . بيست و هفت نفر يكى پس از ديگرى به تخت شاهى نشستند و در هر دورهاى اوضاع شهر اورشليم تغييراتى يافت . در زمان يوآش ، اورشليم تجديد بنا شد و اين پادشاه هيكل ( يا معبد ) خدا را نيز مرمّت كرد . . . بعدها چون عزّيا به سلطنت نشست ، دوباره حصارهاى شهر اورشليم را مرمّت كرد ، و فرزندش بر استحكام حصار شهر افزود ؛ خصوصا بر ديوارى كه به صهيون و موريا متصل مىشد . اورشليم در زمان آحاب ويران شد ، ولى در زمان حزقيا مرمت شد . وى كاريزها و چشمههاى فراوانى را در شهر جارى ساخت و بر
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 121 - 122 و همان ؛ ج 1 ، ص 68 - 69 . ( 2 ) . تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ؛ ص 82 - 83 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ؛ ج 1 ، ص 71 - 72 و حنبلى ، قاضى مجير الدين ؛ الانس الجليل بتاريخ القدس و الخليل ؛ ج 1 ، ص 145 .